محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )
186
اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )
مقبره پيامبر گرامى اسلام و گفتن جملههاى « يا محمد ، سيدنا محمد و سوگند به حق محمد » و امثال آنرا بدعت و گمراهى مىدانند و بواقع اسلام را با چنين مفهومى پذيرفتهاند . اما داستان تعليم و تعلم و لزوم تعميم دانش و بالا بردن سطح فكر عمومى ، از بين بردن فقر و جهل ، آباد كردن روى زمين ، رسيدگى به حال ضعفا ، مبارزه با مشكلات زندگى و تعاون و همكارى در راه ايجاد يك زندگى بهتر براى همه ، دورى از عوامل دشمنى و عداوت و بيدار كردن حس انسان دوستى و برادرى همه اين مسائل حياتى به عقيده وهابيها در حاشيه مسايل اسلامى قرار دارد و موضوعات كمارزشى هستند . بدون شك اگر اسلام متوقف بر فهم وهابيت بود حتى يك قدم هم به جلو نمىرفت و اگر اسلام مطابق با تصورات آنان بود مسلمانان هرگز ، به آن تاريخ درخشان ، افتخارآميز و با عظمت دست پيدا نمىكردند كه بيگانگان و دشمنان را به زانو درآورده و بدين امر اعتراف كنند كه شريعت محمدى صلّى اللّه عليه و إله و سلّم پايه تمدن بشرى است . بالاخره بشريت با الهام از تعاليم اسلامى تمام زنجيرهايى را كه افكار و اوهام غلط به دور آنها تنيده بود گسسته و دست به انقلاب زدند و معتقد شدند كه نبايد انسان ابزار سعادت ديگرى باشد و خود در منجلات فقر و بدبختى غوطه بخورد . اما در كشور سعودى ، هنوز زمامداران در قصرهايى كه به قيمت فقر ، انحطاط و جهل ملت عربستان تمام شده به عيش و نوش نشستهاند .